توضیحات
به زودی روز هفتم فرا میرسد.خسته، تشنه و گرسنهام در مسیری پرگود و چال در حرکتم دقیقاً شبیه خیابانهای جنگزدهی شهرمان است. در طول مسیر گاهی به بهانهی هفتسالگیام مادرم را صدا میزنم. اشک در چشمهای نداشتهام حلقه میزند انگار گیج و ملول و دل آشوبم و هفت روز تمام است که خانوادهام را گم کردهام.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.