توضیحات
با عشق میشد خوب تر تا کرد
با عشق میشد عاشقیها کرد
با عشق میشد از دل و جان سوخت
کاری که یوسف با زلیخا کرد
میشد میان آتش دوزخ
یک جشن بیمانند برپا کرد
با عشق میشد روزهای روز
انگیزههای تازه پیدا کرد
نالیدن و زاری کجا عشق است؟
مجنون چه دردی را مداوا کرد؟
از چشمهای روشن معشوق
میشد هماغوشی تمنا کرد
میشد تمام میلهها را کشت
یا در قفس ماند و تقلا کرد
با عشق میشد… کو ولی این عشق؟
این عشق لامذهب چه با ما کرد؟
زنبق های وحشی
میگن خدا هم عاشق چشاته
زخم بی زبان
شانه هایت وقف باران بود 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.