توضیحات
غزل دم کردهام تا دم کشد با من مدارا کن
خیال خویش را در خاطراتم باز هم جا کن
بگو با من کمی از آرزوهای قشنگ خود
برای رفتن از پیش من این پا و آن پا کن
نزن ساز جدایی را در این ماتم سرای دل
بیا و راز خود را پیش من اینبار افشا کن
بگو در خلوت خود گاهگاهی، دوستم داری
میان جمع اما گفتهات را باز حاشا کن
بیا و آخر این جملههای غرق حسرت را
میان دفتر تنهاییام تکمیل و امضا کن
هوا سرد است بیتو پشت این دیوار تنهایی
بگیر این دستهای سرد را در دست خود ها کن
نخواه از من که بی توزندگی را سر کنم تنها
بیا و غنچههای بستهی دل را شکوفا کن

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.