توضیحات
هر چه دورتر میشوی
کلمات بیشتری در دهانم میمیرند
حروف نامت را
شناور در خون دهانم حس میکنم
دری که از پوستم به تاریکی باز میشود
خیابانی که
میگذرد از پاکت سیگار
تا دو انگشت لرزان
راهپلهای برفی که در کمد عروسکهایم
آب میشود
و فرش پوسیدهای که ریشههایش
به ادامهی مرگ تو میرسد
تکههای پراکندهای از فاجعهی بزرگند
در اتاقی به ابعاد من

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.